السيد الطباطبائي

582

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

على هذا الحكم بحسب المصلحة فيقدمان عليه أثرا و هو العفو عند المجازاة من غير أن يبطلا أصل الامر و النهى حتى يعود إلى التناقض أو ما يشبهه فافهم ذلك . ترجمه داستان ابوعمروبن العلاء : اصمعى مى گويد : عمروبن عبيد ( يكى از دو نبيانگذار مذهب معتزله ) ، به پيش ابوعمروبن علاء آمد و گفت : اى ابو عمرو ، خداوند خلاف وعده مىكند ؟ گفت : نه . پرسيد : به نظر تو كسى كه خداوند به او وعيد عقاب داده ، خلاف آن وعيد ، مىكند ؟ ابوعمرو گفت : اى ابوعثمان از طريق عجمى وارد شدى ( مانند مردم عجم فكر مى كنى ) ، وعده غير از وعيد است ، مردم عرب عيبى نمى بينند كه كسى وعده شرّ دهد سپس به آن عمل نكند . بل اين را كرم و فضل مى دانند . خلف فقط در جائى است كه وعد خير بدهد سپس به آن عمل نكند . عمروبن عبيد گفت : اين عرب ( كه چنين بينش داشته باشد ) را به من نشان بده . ابوعمرو گفت : بلى : مگر سخن شاعر را نشنيده اى كه مى گويد : من اگر وعده دهم و يا وعيد * به وعده ها عمل كنم نه بر وعيد ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين يكى از آن چيزهائى است كه بر ابوعمروبن علاء ، مشتبه شده است ، او حكم معنوى را يك حكم لفظى حساب كرده كه براى آن شعر آورده است . در حالى كه اين بحث عقلى است . و خلف وعيد چه ربطى به لغت دارد تا زبان عربى و عجمى در آن متفاوت باشند . و اين اشتباه ( ميان حكم معنوى و حكم لفظى ) نظائر فراوانى دارد در مباحث كلامى كه شخص پژوهشگر مىتواند آن ها را بيابد . و حقيقت امر اين است كه « وفا به وعده » واجب است - خواه وعده باشد و يا وعيد - به حسب داورى فطرت . الّا اين كه كرامت نفس و نشر رحمت بسا وقت به حسب مصلحت ، بر